بلاخره حق به حقدار رسید
بعداز یکسال دوندگی بلاخره رای دادگاه اومد و متهم ها شناسایی و محکوم شدن . بلاخره تونستم زن حمید رو محکوم کنم . واسه همه مشخص شد که اون متهم ها رو زن حمید فرستاده سراغم البته با کمک یکی از اقوامشون که از قضا اون عوضی هم توی ارتش هستش دو نفر آدم شر خر پیدا کردن و بقیه هماهنگی ها و واریز پول به حساب شر خرها رو اون اقوانشون انجام داده بود که خوشبختانه علی رغم انکار در دادگاه بخاطر استعلام های خط تلفن و حساب بانکی هاش ارتباطتش با متهم ها محرز شد و به سه ماه حبس محکوم شد و الان چون نظامی هستش خیلی براش بد میشه و هیچ راهی جز رضایت گرفتن از من ندارن😁
از طرفی این فامیل زن حمید ، دشمن خانوادگی حمید هستش و حمید از متهم شدنش خیلی خوشحاله ولی برعکس زن حمید داره خودشو به آب و آتیش میزنه که یارو نیوفته زندان چون واسه کارش خیلی بد میشه! واسه همین کم کم با پیغام و پسغام داره بهم التماس میکنه که رضایت بدم
خوب منم گفتم که واسه رضایت دادن شرط و شروط دارم و باید اول با حمید و زنش صحبت کنم اگه شروطم رو قبول کردن میرم رضایت میدم....فعلا منتظرم خبر بدن و بیان مذاکره کنیم😏
ها...اینم بگم که اون دو نفر شر خر هم به زندان و شلاق و ۱۵ میلیون جریمه در حق دولت محکوم شدن بعلاوه دیه من رو که باید پرداخت کنند(نوش جونشون)👏👏👏